محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

572

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خطبه 55 بىمهابا در برابر مرگ « أمّا قولكم أ كلّ ذلك كراهية الموت ؟ فو اللّه ما ابالي دخلت إلى الموت أو خرج الموت إليّ . و أمّا قولكم شكّا في أهل الشّام ! فو اللّه ما دفعت الحرب يوما إلّا و أنا أطمع أن تلحق بي طائفة فتهتدي بي و تعشو إلى ضوئي ، و ذلك أحبّ إليّ من أن أقتلها على ضلالها و إن كانت تبوء بآثامها . » ترجمه اى كه مىگوييد خويشتندارى ، از ترس مرگ است ، به خدا سوگند ! باكى ندارم كه من به سوى مرگ روم يا مرگ به سوى من آيد و اگر تصور مىكنيد در جنگ با شاميان ترديد دارم ، به خدا سوگند ! هر روزى كه جنگ را به تأخير مىاندازم ، براى آن است كه آرزو دارم عده‌اى از آنها به ما ملحق شوند و هدايت گردند و در لابلاى تاريكىها ، نور مرا نگريسته ، به سوى من بشتابند كه اين براى من از كشتار آنان در راه گمراهى بهتر است ، گرچه در اين صورت نيز به جرم گناهانشان گرفتار مىگردند .